الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

143

الغدير ( فارسى )

شرح روايت كرده‌اند : متقى هندى به نقل از امالى محاملى « 1 » ؛ جمال الدين عطاء اللّه بن فضل اللّه در اربعين خود به طريق ابن عباس و با همين الفاظ بدون هيچگونه اختلافى ؛ جلال الدين سيوطى به طريق بزّار از ابن عباس « 2 » ؛ قرشى به نقل از امالى مرشد بالله « 3 » و بدخشانى به طريق بزّار و ابن مردويه « 4 » و نيز از طريق احمد و ابن حبّان و حاكم و سمويه . « 5 » حافظ سجستانى در كتاب الولاية كه آن را تنها به حديث غدير اختصاص داده است ، به اسنادش از ابن عباس با ذكر سند روايت نموده كه گفت : چون پيامبر براى حجة الوداع خارج شد و در جحفه فرود آمد ، جبرئيل نزد او آمد و از طرف خداوند به دو امر كرد كه على را به پا دارد . آن جناب خطاب به مردم فرمود : آيا نه اين است كه معتقديد من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم ؟ گفتند بلى يا رسول اللّه . فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . بار خدايا دوست بدار آن را كه او را دوست دارد و دشمن دار آن را كه او را دشمن دارد ، دوستدارش را دوست باش و دشمنش را دشمن باش ، يارى كن كسى را كه او را يارى كند و عزيز دار كسى را كه او را عزيز دارد و دستگيرى كن كسى را كه او را دستگيرى نمايد . ابن عباس گفت : به خدا سوگند ، ولايت على بر اين گروه واجب آمد . ابن كثير حديث غدير را از سعيد بن جبير ، از ابن عباس روايت كرده است « 6 » كه در بخش راويان غدير از تابعين ذيل نام ضحاك ، حديثى از او خواهد آمد . اين حديث شريف را حافظ ابن مردويه با ذكر سند ، ابو بكر شيرازى در فى ما نزل من القرآن ، ابو اسحاق ثعلبى در الكشف و البيان ، حاكم حسكانى ، فخر الدين رازى « 7 » ، عز الدين موصلى حنبلى ، نظام الدين نيشابورى « 8 » ، آلوسى « 9 » ، بدخشانى در مفتاح النجاة و غير آنها به طرقشان

--> ( 1 ) . كنز العمال : 6 / 153 . ( 2 ) . تاريخ الخلفاء 114 . ( 3 ) . شمس الاخبار 38 . ( 4 ) . نزل الابرار 20 . ( 5 ) . همان 21 . ( 6 ) . البداية و النهاية : 7 / 348 . ( 7 ) . مفاتيح الغيب : 3 / 636 . ( 8 ) . غرائب القرآن : 9 / 194 . ( 9 ) . روح المعانى : 2 / 348 .